تا جایی که بشود سعی مان را خواهیم کرد که روز شنبه هم حرمت استاد "نمکدوست" حفظ شود و هم دانشجویان.
امید که از این امتحان، سربلند بیرون بیاییم.
باز هم تاکید می کنم که هدف مان فقط عضویت دکتر نمکدوست در هیات علمی ارتباطات است و هیچ ارتباطی با آن هایی که به ماجرا ابعاد سیاسی می دهند، نداریم.
*حساب ما را جدا کنید اصلا! (چه می دانم، به این می گویند انشعاب یا چیز دیگری؟)*
در این شرایط که هر لحظه با یک تماس یا sms یا منع می شوم یا تهدید، یک لطیفه بامزه بدجوری فاز می دهد!!
"دات" را بخونید.
دکتر یونس شکرخواه نوشته:
"رفیق قدیمی من است. دوره های فوق لیسانس و دکتری را با هم و کنار هم سپری کردیم؛ با هم پیر شدیم.
من استخدام دانشکده نیستم؛ اما او هست؛ یعنی بود و دلم می خواهد بماند. وقتی در راهروی طبقه دوم دانشکده اتاق گرفت؛ یک کلید هم برای من ساخت! تا من هم؛ اتاق داشته باشم!
ديروز ظهر وسط جلسه هفتگی سه شنبه هایم با دکتر کاظم معتمد نژاد در مرکز پژوهش های ارتباطات بود که زنگ زد و .... جلسه بر خلاف همیشه طول کشید. جلسه یا ثانیه ها؟
عصر رفتم دفتر کارش در خبرگزاری میراث فرهنگي. روبرویش نشستم؛ همان لبخند دوست داشتنی و پر شرم همیشه را داشت؛ این بار با چشمانی در هاشور اندوه.
بهش گفتم؛ خبر دادن بلد نیستی؛ مقدمه ای می خواهد و کش و قوسی تا آدم سکته نکند؛ آن هم قلب پرولاپسی و اسپاسمي من ...
چای ریخت؛ گپ زدیم و غروب يك تاکسی دربست گرفتیم؛ طرف خانه هایمان.
من هنوز امیدوارم راهی پیدا شود و او در دانشکده ای که در آنجا از لیسانس تا دکترا درس خوانده و معلم همانجا هم شده باقی بماند. به یقین؛ فضای دانشگاهی ما به دانش دکتر حسن نمک دوست تهرانی نیاز دارد و به گمانم قوانین استخدامی باید به این دانش؛ برگ و بار بدهد نه او را از محیط طبیعی اش جدا کند.
رفیق قدیمی من سختی زیاد کشیده؛ اما به گمانم این آدم عاطفی از اینکه این بار باید از محیطی فاصله بگیرد که در آن بزرگ شده و به در و دیوارش و به دانشجویانش خو گرفته؛ سخت ترین ثانیه هایش را تجربه می کند. این را چشمانش به من می گفت وگرنه بر لبانش همان لبخند همیشگی بود.
او بازهم درس خواهد داد؛ ولي كاش در همين دانشكده خودمان.
اميدورام دكتر كاظم معتمد نژاد پدر علمي همه ما مثل هميشه راهي بيابد و ماجرا حل شود. دكتر مثل هميشه اميدوار بود."
"رو در رو" را بخونید. دکتر احمد توکلی گفته:
"در خبري كه اميدوارم غير موثق باشد، شنيدم كه به كار آقاي دكتر نمكدوست همكار خوب و استاد فرهيخته و با سواد رشته ارتباطات و روزنامه نگاري در دانشكده علوم ارتباطات علامه طباطبايي پايان داده شده است. اميدوارم اين خبر شايعه اي بيش نباشد.درعصر ارتباطات، دانشگاه بيش ازهر زمان ديگر نيازمند وجود افرادي همچون اوست."
تنها خواسته: تدریس در دانشکده و حضور در هیات علمی علوم ارتباطات.
همین! نه چیز دیگری.
وقتی داشتم با وسواس زیاد متن استادکشون (6) را درباره «حسن نمکدوست تهرانی» می نوشتم، وقتی که قراربود بلاگم را آپ کنم و بلاگفا راه نمی داد، وقتی با استاد درمورد ساعات درسی اش صحبت می کردم، وقتی او را در همایش «چالش های حقوق مطبوعات» و در روز جهانی ارتباطات به عنوان بهترین و محبوب ترین استاد انتخاب کردیم...
فکرش را هم نمی کردیم که روزی چنین اتفاقی بیفتد، به همین سادگی:
از استاد نمکدوست خواسته اند که برای تسویه حساب مراجعه کند.
بهترین استاد را نداشتن، پای تعلیم او نشستن، درد بزرگی است برای دانشجویانی که استادان خوبشان به عدد انگشتان یک دست هم نمی رسد.
از حالا تا نمی دانم کی، این بلاگ تبدیل می شود به بلاگ حمایت از استاد حسن نمکدوست.