تبليغاتX
مداد کم رنگ
مداد کم رنگ
شنبه 26 فروردین1385
بيمه
برادرم چند روز پيش مي گفت: " اين بيمه ابوالفضل چيه كه پشت خيلي از ماشينا نوشتن ولي اصلن تو تلويزيون تبليغ نداره...؟"

راستي، مي شود كشورمان را هم "بيمه ابوالفضل" كرد؟!
(+) امضا محفوظ
شنبه 19 فروردین1385
پرستوهاي سينمايي: زير درخت خشك
اگر فيلم هاي سينمايي تلويزيون و سينما را يكجا فرض كنيم:

پرستوي زرين غافلگير كننده ترين فيلم نوروز:
پشت پرده مه.
(از شيخ طادي با آن فيلم كذايي "دفتري از آسمان"، چنين فيلم لطيف، خوش ساخت و رواني واقعا غافل گير كننده بود.)

پرستوي زرين بدترين پخش تلويزيوني فيلم:
با احترام به تمام تلاش هاي ميركريمي؛ تقديم مي شود به "خيلي دور، خيلي نزديك"
(مي شد نوشت: همين كه بهترين فيلم 84 در نوروز 85 نمايش داده شود، عالي است. اما پخش فاجعه گون فيلم با اصلاحات بي مورد و خام آن، باعث شد كه فقط بنويسم: براي فيلمي به اين خوبي متاسفم كه در شبكه2 به نمايش درآمد! 24ميليون ارزشش را نداشت كه فيلم با جرح و تعديل پخش شود. وقتي فيلمي مثل رز زرد و امثالش پخش مي شود ـ حتي به قيمت سياه و سفيد شدن تصوير!ـ آن وقت چرا مونتور ساده سازمان و روسايش به خودشان اجازه مي دهند كه كامل ترين فيلم سال پيش را اصلاح كنند؟ آن هم فيلمي كه از اساس با محورهاي سينماي ديني همخواني دارد. يعني كارگردان عقلش نرسيده فلان سكانس را حذف كند و شما تشخيص مي دهيد؟ آقا اصلا من جاي ميركريمي شاكي ام...!)

پرستوي زرين ضعيف ترين فيلم نوروز:
سينما: مشتركا به همه به جز چهارشنبه سوري و يك تكه نان.
(هوو و زير درخت هلو كه نا اميد كننده تر از آن بودن كه كسي را بخندانندو...)

سيما: مشتركا به همه فيلم هاي هندي به علاوه فيلم مسحوركننده كنترل زمان!

• تكمله: جاي خالي "سينما يك" كاملا واضح بود. براي سيمايي كه سال پيش كلي فيلم خوب پخش كرده بود، امسال بهار خيلي بدي بود. اين ها را اضافه كنيد به فيلم هاي غالبا درپيت شبكه 1 (مثل "خداحافظ رفيق" كه شهدا نيمه شب با مركب هونداشان در خيابان گشت زني مي كردند)، شبكه 2 (با بلايي كه سر "خيلي دور" آورد و اصلاحات الكي آن)، شبكه 3 (پخش فيلم هاي ضعيف هندي و ...)، شبكه 5 (پوچ!) و تمام بدقولي هايي كه در پخش فيلم (مثل بيد مجنون) داشتند تا نوروز بي رمق امسال كامل شود!

حالا ديدن "رسم عاشق كشي"، "نقشه پرواز"، "ارباب جنگ"، "جمعه"، "ماتريكس ها" و "گاهي به آسمان نگاه كن" خودش مي شود مثال همان يك لنگه كفش.

سينما هم چيزي بيشتر از سيما به خورد مخاطب نداد... •
(+) امضا محفوظ
جمعه 18 فروردین1385
پرستو هاي تلويزيوني ـ 2: رسم مخاطب كشي
به توضيحات پست 29 مراجعه شود لطفا:


پرستوي زرين بدترين برنامه نوروزي:
مردان آهنين از شبكه 3.
(سال هاست كه داريم اين برنامه را يدون هيچگونه خلاقيتي در پخش تلويزيوني اش، تحمل مي كنيم؛ همان اظهارنظر هاي ملال آور "جاوداني"، همان تصاوير آهسته تكراري، همان امتيازهاي مبهم هميشگي بعلاوه هيجاني كه نيست و حتي ثانيه شماري كه سال هاست "كارگردان برنامه" عرضه قرار دادنش در گوشه تصوير را ندارد! واقعا اگر جذابيت ذاتي اين برنامه نبود، كسي اين برنامه را تحويل مي گرفت؟)

ديپلم افتخار بدترين برنامه نوروزي:
به طور مشترك اهدا مي شود به «طنز3، نقد3 » از شبكه 3 و «صندلي داغ» از شبكه 2.
(هر دو برنامه به سبك فوق العاده اي مهمانانشان را با مجري هاي اعجاب آورشان شوكه كردند؛ يعني واقعا هيچ كس پيدا نمي شد به "اميد زندگاني" با آن همه ادعا، بفهماند كه معناي گفتمان با آنچه كه حتي تصور مي كني، زمين تا آسمان تفاوت دارد؟ يا آگرانديسمان را اول تعريف كن و بعد آن را به زبان بياور؟ يا آخر چرا اين روش را براي تحميل خود به مهمانان انتخاب كرده اي؟)

(اساس وجود "نجفي" هم كه فاجعه است! برنامه اش با "كامران نجف زاده" از شاهكارهاي اين سال هاي سيماي ماست! همين كه مجري برنامه نداند كه «رمان عشق سال هاي وبا» اثر كيست، خودش معلوم مي كند كه يعني چه؟! حالا كاري نداشته باشيد كه واكنش بعدي اش چه بود و اصلا چطور برنامه را اجرا مي كند! چه كسي گفته بازيگران مي توانند مجريان خوبي باشند؟)


پرستوي زرين بهترين برنامه نوروزي:
صبح بهاري از شبكه قرآن.
(هرچند ايده، همان ايده صندلي داغي با سوال هاي متعدد و از نوع قرآني بود، اما اجراي خوب "سادات اخوي"، سوال هاي غالبا متناسب، حال و هواي حاكم بر برنامه، هماهنگي مهمانان با موضوع موردنظر و... باعث شد كه يكي از معدود برنامه هاي خوب نوروز را شاهد باشيم؛ صندلي داغ قرآني!)


پرستوي زرين بدترين شبكه:
با اختلاف اندك با شبكه 1، تقديم مي شود به شبكه 3.
(براي تمام پسرفت هايش نسبت به سال گذشته ـ همانند شبكه 1 كه همانند فيلم هايش، در همه چيز عقبگرد داشت)


پرستوي زرين بهترين شبكه:
با اندكي ارفاق، تقديم مي شود به شبكه 4 به خاطر تمام برنامه هاي ويژه نوروزي و متناسب اين روزها.
(پخش قابل قبول ماتريكس ها، موسيقس چهار و مهمانان ويژه اش كه كم تر در تلويزيون ديده بوديم، عدم پخش فيلم هندي! و...)

• تكمله: در مجموع برنامه هاي امسال مخاطب كشي را به عهده گرفت تا مخاطب سازي را. فقط كمي به ياد برنامه هاي سال پيش نوروز بيفتيد... •
(+) امضا محفوظ
جمعه 18 فروردین1385
پرستو هاي تلويزيوني ـ 1: رسم مخاطب كشي
به توضيحات پست قبلي مراجعه شود لطفا:


ديپلم افتخار بهترين بازيگر زن:
با قدرداني از هديه تهراني، تقديم مي شود به "هانيه دانش" بازيگر نقش "هانيه خاوري" در سريال وفا!
(اگر ناگهان توسط نويسنده حذف نمي شد، مي توانست جاي توسلي را هم بگيرد و شاهد متفاوت ترين نقش تلويزيون باشيم!!)

پرستوي زرين بهترين بازيگر زن:
"هانيه توسلي".
(همين كه روشنفكرترين و گزيده كارترين بازيگر زن ايران، نوروز به تلويزيون بيايد خوب است.)


ديپلم افتخار بهترين بازيگر مرد:
تا قبل از سه قسمت آخر؛ "پوريا پورسرخ". براي شبيه ترين صدا به محمدرضا فروتن و يك عاشق پيشه واقعا رواني.

پرستوي زرين بهترين بازيگر مرد:
"فرهاد قائميان" براي بازي خوب و كم افت و خيز در نقش يك جاسوس عاشق.


پرستوي زرين بهترين مجموعه اي كه مي تواند در قسمت پاياني، خود را نابود كند:
باز هم مجموعه "وفا" و خصوصا نويسندگان زحمت كش و كارگردان با ذوقش "محمد حسين لطيفي".
(با سپاس از زحمات بي نظيرشان در قسمت آخر و نشان دادن تصاوير بديع از «عروس خاورميانه» و مراسم عزاداري شيعيان لبنان!)

پرستوي زرين بهترين كارگردان:
(واقعا فكر مي كنيد در تلويزيون، آن هم با اين برنامه هاي نوروزي اسفناك، مي توان كارگردان نمونه هم پيدا كرد؟)


ادامه دارد...
(+) امضا محفوظ
یکشنبه 13 فروردین1385
پرستوهاي زرين نوروزي!
پيش درآمد نخست: همه عادت دارند كه در آخر سال، كلي ليست از بهترين ها و بدترين ها ارايه دهند و هركسي هم سعي مي كند ـ به اندازه توان خود ـ اندكي هم كه شده خلاقيت به خرج دهد و ملال آور ننويسد يا به موضوعات خاص تري توجه كند. حالا چه اشكالي دارد كه يك نفر بيايد و اين ماجراي هميشگي را در 13 روز نوروز خلاصه كند؟ و يكسري انتخاب هاي شخصي در هر حوزه داشته باشد؟ آن هم به اندازه توان خود!

پيش درآمد دوم: اين هم شده براي خودش يك سبك؛ بيان نظرات با اين روشي كه خواهيد ديد. البته مزيت هم دارد، حتي اگر تكراري باشد. چون هم راحت خوان تر است و هم زود به نتيجه مي رسد و لازم نيست كه براي دريافتن نظر نويسنده به اندازه يك پاراگراف صبر كرد.
حالا شما هم اگر حال داشتيد، در هر موضوع توضيحات داخل پرانتز را بخوانيد و نظر بدهيد، اگر هم كه نه... هيچ! (براي عدم تداخل موضوعات، هر كدام را در پست هاي جداگانه نوشتم و خيلي سعي كردم كه با حداقل كلمات منظورم را برسانم. موفق بوده ام يا نه، نمي دانم.)

پيش درآمد سوم: خيلي فكر كردم كه از چه اصطلاحي استفاده كنم كه كم تر به كار رفته باشد. ياد نقاشي هاي كودكي مان افتادم كه پرستوها خبر از بهار مي آودند. پس با احترام به همكار ارجمند، خانم "پرستو دوكوهكي"، پرستوي زرين اهدا مي كنيم!!
(+) امضا محفوظ
سه شنبه 8 فروردین1385
در لذت سكرآور خواب
طلايي ترين فرصت است:‌ حتي اگر آنقدر آويزانش شوي تا كرختت كند، باز هم دست بردار نيست اين وسوسه.
غريبه نيست. آشناي همه مان شده اين روزها؛ خواب!

اين هفته - حداقل براي من و خيلي هايي كه مي شناسم - هفته جهاني خواب بود! همان لذت بي پاياني كه گاهي وقت ها اعصابمان را بهم مي ريزد و از كلي برنامه و هدف و ... كه براي خودمان رديف كرده ايم، جدايمان مي كند.

تا بوده همين بوده و همه لذايذ تعطيلي تحت شعاعش بوده. اما خودمانيم، مزه نوروز هم به همين خواب است. مگه نه؟!

اما ديگر بس است! نگاهي هم بياندازيم به مجله هاي نوروزمان. بدك نيست كه تلويزيون را هم مورد تفقد قرار دهيم. راستي آسمان چه رنگي بود؟

• تكمله 1 : همه اين ها را گفتم كه يك توجيه داشته باشم براي همان يك هفته غيبت (يا خواب!) •
• تكمله 2 : اما با اين طرح جديد شايد نشان داده باشم كه خيلي هم خواب تشريف نداشته ام! اميدوارم كه مرورگرهاي IE هم بتوانند مداد و دفتر و دستنوشته اين قالب جديد را ببينند. در فايرفاكس كه بد نشده بود چندان! اين، از قبلي بهتر است يا نه؟ •
• تكمله 3 : واي... فقط چند روز به آخرش مانده! •
(+) امضا محفوظ