بيانيه دانشجويان معترض به بركناري دكتر نمكدوستتهراني از هيات علمي دانشكده ارتباطات
گاهي نرم ترين اخبار هم نميتواند سختي و تلخي واقعه را تلطيف كند.
ما هرم وارونه نميدانيم. شما تنظيمش كنيد: "دكتر حسن نمكدوست عضو هيات علمي دانشكده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي و پژوهشگر برتر سال از سمت خود بركنار شد."
SMS ها بكار افتادند و خبر، دهان به دهان، گوشي به گوشي، پست به پست پيچيد تا به اينجا رسيد. بيگمان اولين عكسالعمل شاگردان و دوستانش بعد از تعجب، اعتراض است؛ كه ما روزنامهنگاران و دانشجويان به همين خاطر گرد هم آمديم تا مگر نيشتري باشيم بر چنبره مارپيچ سكوتي كه بر فضاي دانش دانشكدهمان حاكم شده است تا براي ساعتي هم كه شده شعر همدلي سردهيم.
دور هم جمع شديم كه از استاد نمكدوست عذر خواهي كنيم؛ چرا كه ماييم مسبب همه اين مشكلاتش. ماييم كه او را به حق "محبوبترين استاد علوم ارتباطات" نام نهاديم و ماييم كه دوستش داريم.
و چه غمگنانه است حسادت خشكمغزاني كه براي علم هم جناح بنديهاي سياسي مطرح ميكنند و حتي اين تجمع را هم حضوري سياسي ميخوانند. در حاليكه اگر ساعتي با استاد نشسته باشند، چيزي جز آرامش و اعتماد به نفس از او نميآموزند. حال، ما شاگردان آرامشآموخته، چگونه بر طبل سياست بكوبيم كه مارا غم و سودايي دگر است؛ غم دانش و سوداي دانشگاه.
اگرچه ميدانيم كه شايد اين اعتراض، راه به جايي نبرد و رياست دانشگاه علامه طباطبايي براي اين بركناري دلايل خاص خود را مطرح و برآن پافشاري كند؛ اما اين را هم ميدانيم كه حضور ما در اينجا معنايي جز هوشياري قشر فرهيخته اين مرز و بوم ندارد. بنابراين تا زماني كه به خواستههاي ـ فقط و فقط ـ دانشجويي ما توجه نشود، به اعتراض آرام خود ادامه ميدهيم.
و شايد، اين تنها بيانيهاي باشد كه تنها يك بند دارد:
حسن نمكدوست تهراني، اگرچه زماني عضو هيات علمي شد كه هنوز از پاياننامه دكترياش دفاع نكرده بود، اما در كنار استاد مهديزاده، استاد پاكدهي و ديگران، وزنهاي بود براي گروه ارتباطات. بنابراين بايد همچنان عضو هيات علمي دانشكده ارتباطات باقي بماند.