تبليغاتX
مداد کم رنگ
مداد کم رنگ
دوشنبه 15 آبان1385
هستم!
عاقبت اين بلاي ناگهاني بلاگفا دست از سر من برداشت و بي‌خيال اين بلاگ بي‌نوا شد!
ماجرا از اين قرار بود كه در اوج اذيت‌هاي بلاگفا، يك روز بلاگم به كلي معلق ماند و بالا نيامد.
آنقدر نااميد شدم كه فضاي ديگري براي "مداد کم رنگ" گرفتم، اما پس از مشورت بسيار و با كمك عده‌اي از دوستان بلاگ درست شد...
اما اين تازه اول قصه بود كه تا مدت‌ها به هر دليل و با هر روشي وارد فضاي مديريت وبلاگ نمي‌شدم؛ از مرحله رمز مي‌گذشت اما وارد اصل ماجرا نمِي‌شد! طلسم...

هديه طولاني اين مرخصي اجباري، توسط همكاران و زحمت كشان بلاگفا نصيبم شد!

در اين بين چند موضوع براي نوشتن آماده كرده بودم يا در ذهن داشتم كه حسابي سوخت!
گزارش جلسه پادكست (البته دست نوشته‌هاي خودم هنوز نسوخته!)، يادداشتي درباره صاحبدلان و فيلم‌نامه‌نويسش، جشنواره خرماي زرين براي بهترين‌هاي ماه رمضان، ميم مثل مادر، تقاطع و . . . (البته شايد همت كردم و چند تا از اين موضوع‌ها را آپ كردم)

تكمله: قصدم فقط اعلام موجوديت بود؛ همين! •
(+) امضا محفوظ