به تقليد از دكتر شريعتي نوشتهام؛
سيستم پيامك را مختل كردن، راي دادن، همه سايتهاي مخالف را يكجا بستن، سايتهاي عمومي چون فيسبوك و يوتيوب را محدود كردن، همه ستادها را پلمپ كردن، ميدان وليعصر را پر از يگان ويژه و لباس شخصي كردن، چند روزنامه را در همان چاپخانه معدوم كردن، بچههاي چند سايت را يكجا بازداشت كردن، تهران را با پادگان اشتباه گرفتن، تلفنهاي همراه را شبها قفل كردن، سرعت اينترنت را به شدت پايين آوردن، وبلاگها را با هر ترفندي نمايش ندادن، همچنان سيستم پيامك را بسته نگاه داشتن، بازنده را مورد تمسخر و تحقير قرار دادن و بعد ادعاي همدلي و دوستي كردن، بوق زدن و اللهاكبر گفتن در خيابانها و بر بام منزلها را ممنوع كردن، هشدار دادن و ترساندن از آمدن به خيابانها، تفاوت آشوبطلب را با معترض تشخيص ندادن، همه را با چوب برانداز و غوغاسالار راندن، در نتيجه اجازه قانوني راهپيمايي آرام هزاران نفر را ندادن، آنها را ضد قانون ناميدن و با چوب همان قانون مورد عنايت قرار دادن و اين ماجرا را همچنان ادامه دادن تا به نتيجه دلخواه رسيدن!
•تكمله: دموكتاتوري يك واژه «مندرآوردي» است به معناي اينكه به زور، دموكراسي را به خورد خلق خدا بدهيم(!!) و اجازه هرگونه حق اعتراض مدني و دموكراتيك را از آنها بگيريم تا كاملا شيرفهم شوند كه بايد به دموكراسي احترام بگذارند.